جدا شدن بحرین از ایران

http://www.aftab.ir/articles/politics/plitical_history/images/9d26faaf94924420baec360f2985c405.jpg

اگر ایران همان‌طور كه حاكمیت خود را بر اروندرود درمقابل عراق با یك تحرك نظامی تثبیت كرد، در مورد بحرین هم دست به چنین تحركی می‌زد و حتی در منامه قشون پیاده می‌كرد، زده بود و برده بود و به سرنوشت آرژانتین (یعنی مقابله نظامی بریتانیا) دچار نمی‌شد. هر چند خلاف آن، یعنی نوعی واكنش نظامی بریتانیا و حتی عراق، هم در برابر این اقدام نظامی برای اعاده حاكمیت ایران بر بحرین، دور از ذهن نبود.

ادامه نوشته

جشن های 2500ساله شاهنشاهی

http://www.ir-psri.com/pic/Photos/Photo37_3.jpg


20 مهر 1350 با قرائت خطابه محمدرضا پهلوی در برابر مقبره کوروش هخامنشی در پاسارگاد، جشنهای 2500ساله شاهنشاهی آغاز شد. در این جشن ها رؤسای جمهور، پادشاهان‌، نخست وزیران و هیأت های بلندپایه بیش از یکصد کشور جهان همراه با صدها رقاصه و گروههای متعدد ارکستر و موزیک از کشورهای مختلف شرکت داشتند. صدها نوع غذا و نوشیدنی‌های سفارشی ازخارج کشور وارد شده و خیابان‌های تهران و دیگر شهرها چراغانی شده بود. جشن های 2500ساله شاهنشاهی که با هدف بزرگداشت 25 قرن حکومت پادشاهی در ایران ترتیب یافت بیش از سیصد میلیون دلار هزینه دربر داشت‌. این درحالی بود که متجاوز از نیمی از جمعیت کشور در روستاها و حومه شهرهای بزرگ در فقر و فلاکت زندگی می‌کردند.

 
ادامه نوشته

همسران رضاخان


http://pic50.picturetrail.com/VOL432/7478340/14203060/217520484.jpg    http://zanefarda.ir/html/wp-content/uploads/radppx.jpg

رضا شاه در دوران قزاقي و زمان خدمت در آترياد همدان صاحب دختري به نام ‹همدم السلطنه› شده بود كه كسي از مشخصات مادر او اطلاع درستي نداشت . (اين دختر بعد از انقلاب اسلامي هم در ايران زندگي مي كرد .)

بعد با دختر يكي از فرماندهان ديوزيون قزاق به نام تاج الموك ازدواج كرد . رضا شاه از اين زن داراي چهار فرزند به نام هاي شمس ، محمد رضا ، اشرف و عليرضا شد . رضا شاه براي تاج الملوك در سعد آباد كاخ بزرگي درست كرده بود كه به نام كاخ ملكه ي مادر معروف شده بود .

تاج الملوك چون مادر وليعهد بود ارج و قرب خاصي پيش رضاشاه داشت و مقام اول سعد آباد محسوب مي شد .

رضا شاه در 1306 همسر جديدي اختيار كرد كه ملكه توران نام داشت و غلامرضا پهلوي فرزند اوست . توران از خانواده ي قاجار و صاحب جمال و وجاهت بود به همين خاطر هدف تير هاي زهرآگين حسادت زنانه ي تاج الملوك قرار گرفت و پس از يك سال زندگي در سعدآباد عطاي همسري رضاشاه را به لقاي آن بخشيد و از شاه جدا شد .

بعدا رضا شاه با دختر مجلل الدوله ي دولتشاهي (نواده ي فتحعليشاه قاجار) ازدواج كرد كه حاصل آن 5 فرزند به اسامي عبدالرضا ، احمد رضا ، محمودرضا ، فاطمه و حميد رضا بودند .

تاج الملوك زندگي بر اين زن نيز تنگ كرد بطوريكه رضا شاه او را از كاخ سعد آباد بيرون آورد و به كاخ شهري (كاخ گلستان شمال ميدان ارك امروز) برد.




http://www.irdc.ir/images/upload/pahlavi/2.jpg
منبع:من و فرح پهلوي نوشته ي اسكندر دلدم

املاک محمدرضا شاه در خارج از ایران

http://www.fararu.com/images/docs/000062/n00062875-r-b-005.jpg

از جمله املاك شاه در خارج از كشور مي توان به

1. گرانترين خانه و پارك در حومه ي لندن كه ملكه اليزابت دوم در آنجه متولد شده اشاره كرد .

2. گرانترين باغ و ساختمان در ناپل (ايتاليا) متعلق به او بود .

3.شاه در كاپري يك باغ بزرگ و ويلاي مجلل داشت .

4. در ژنو قصر قديمي معروف به كاخ گل سرخ را خريده بود

5. قصر مجللي هم در سنت موريس داشت كه زمستان ها را در آنجا مي گذراند و سنت موريس سوييس در بين ديپلمات هاي خارجي به پايتخت زمستاني ايران معروف بود !

6.شاه در سال 1350 يك جزيره در اسپانيا به مبلغ 700 ميليون دلار خريداري كرد و در مركز جزيه يك ساختمان مدرن ساخت و اطراف آن را با ديوار هاي مرتفع به سبك قرون وسطي محصور كرد و بقيه ي اراضي را هم به قطعات چند هزار متري تقسيم و به سران نظامي و رجال سياسي فروخت .

7.طبق نوشته ي روزنامه ي ديلي اكسپرس چاپ لندن مورخ 28 مارس 1978 شاه يك ملك بزرگ هم در منطقه ي كوه هاي راكي آمريكا به قيمت يك ميليون پوند انگليس خريده بود .

منبع: من و فرح پهلوی نویسنده اسکندر دلدم

مدرسه سعادت مظفری بوشهر  

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQxb-AXGwBhQLQQxuQaDgMA3ANI2YDoWEGoA3YtYFZT_qYF6RFm75-gnMjw

مدرسه سعادت که از اولين مدارس ايران است در سال 1317 ه ق به دستور احمد خان دريابيگي ، حکمران بندر بوشهر که خود از فارغ التحصيلان دارالفنون بود تاسيس گرديد. در ابتدا دريابيگي در وسط شهر بوشهر خانه نزديک حسينيه ( برحه کازرونيها) منزل (حاج محمد حسين صفر ) را براي اين منظور اجاره کرد. با افزايش تعداد شاگردان خانه اي که مدرسه در آن تشکيل يافته بود با آنکه بيش از ده اتاق داشت ، گنجايش بچه ها را نداشت ، دريابيگي به پيشنهاد اولياء مدرسه به ويره برادران سعادت در صد د  بناي ساختماني در خارج شهر برآمد . آن زمان چهار محله دهدشتي ، شنبدي ، کوتي و بهبهاني مرکز شهر بود.دريابيگي قطعه زميني را از ملک التجار جهت احداث مدرسه در خارج شهر (بيرون از چهار محله اصلي) بدست آورد ، محدوده زمين دو هکتار بود ، در آنجا شروع به ساختن مدرسه نمود. مدرسه که مشتمل بر شش کلاس بزرگ و يک سالن و چهار ايوان (راهروي ميان آنها با ديگر اتاقها) بود، به نام ( سعادت مظفري ) نام پادشاه ايران مظفرالدين شاه ، نام برده شد و ايشان در عوض اعانه اي براي مدرسه پرداخت مي کرد. بافت قديم بوشهر بواسطه شرايط اقليمي گرم و مرطوب داراي بناهايي با خصوصيات و ويرگيهاي منحصر به فرد است که مدرسه سعادت نيز در اين بافت جاي گرفته و از آن مستثني نمي باشد . اکثر ساختمانهاي بافت قديم در دو و حتي سه طبقه مي باشند ، اما مدرسه سعادت در يک طبقه ساخته شده بود ، اين نوع معماري به (بيت ميلاني ) مشهور است .

   هلیله. نیروگاه. بندرگاه    

http://mashreghnews.ir/Images/News/Larg_Pic/29-5-1389/IMAGE634179850462831250.jpg


با انتخاب بوشهر توسط نادر شاه به عنوان پایگاه دریایی ایران و حضور تاریخی و سرنوشت ساز لطیف خان (نماینده نادر شاه) در بوشهر مهاجرت افراد و گروه های گوناگون از مناطق و نواحی دور و نزدیک آغاز شد. بوشهر که بر روی خرابه های لیان عیلامی ، بنا شده در آن روزگار روستای ماهیگری کوجکی بود.درآن روزگار در بخش جنوبی شبه جزیره بوشهر فعلی و درجایی که امروزه تاسیسات نیروگاه انرژی اتمی بوشهر قراردارد، روستاهای بزرگتری همجون هلیله و ریشهر قرار داشت ، که ساکنان اصلی بوشهر شناخته میشوند و بخش اعظمی از اهالی این روستاها بودند که به شهر بوشهر کوچ کردند و این دال بر قدمت تاریخی این روستاها است اما در حال حاضر براساس مصوبه مجلس که در جريان برنامه پنجم توسعه صورت گرفته ، هرگونه ساخت و ساز به عنوان سكونتگاه هاي دائمي در حريم نيروگاه و تاسيسات هسته اي كشور از جمله نيروگاه بوشهر ممنوع شد، شرایط زندگی برای ساکنین این روستاها سخت شده به گونه ای که تعمیر دیوار حیاط منازل بدون مجوز شهرداری امکان پذیر نیست  و طی درخواست های مردم از رئیس جمهور که در جریان سفرهای استانی صورت گرفته خواسته شده که این روستا ها به مناطق دیگری جابه جا شوند.طی خبری که از پایگاه خبری خلیج فارس منتشر شد معاون سياسي و امنيتي استانداري بوشهرگفت: با ابلاغ مصوبه شوراي عالي امنيت ملي جابه جايي روستاهاي هليله و بندرگاه كه همجوار نيروگاه اتمي بوشهرهستند، قطعي شده است، در این گزارش آمده است که محمد حسن شنبدي معاون سياسي و امنيتي استانداري بوشهرگفته : تعيين تكليف روستاهاي هليله و بندرگاه از درخواست هاي جدي ساكنان آن است كه دردومين سفر استاني هيات دولت به بوشهر نيز به عنوان يكي از مصوبات مهم تبيين شده استو انتقال این روستاها با نظر مساعد رئيس جمهوري و توجه ويژه ايشان به مردم روستاهاي هليله و بندرگاه صورت مي گيرد

سال كبيسه

http://www.pic.iran-forum.ir/images/oh15kkb4p9mrfwpsnk36.jpg

 به سال 366شبانه روز سال كبيسه ميگويند. از آنجاكه مدت زمان حركت انتقالي زمين به دور خورشيد 365 شبانه روزو5ساعت و48دقيقه و46ثانيه و8صدم ثانيه است براي تطبيق سال حقيقي با سال تقويمي با احتساب خرده ساعتها اضافي به 365شبانه روز،3سال متوالي را 365 شبانه روز وسال چهارم را 366شبانه روز حساب ميكنند. اين اقدام نخستين بار در سال 46ق.م. در زمان ژوليوس سزار امپراتر روم صورت گرفت.

                                 

 

آغاز سلطنت كورش كبير سر آغاز تقويم شاهنشاهي  

          http://www.soheilnets.com/cyrus.jpg

               تصور شاه اين بود كه اگر پايگاه معنوي اسلام را از اذهان عمومي خارج كند بر همه قدرتهاي مخالف مسلط شده ونهضتي به عنوان اسلامي به وجود نخواهد آمد .او در مراسم افتتاحيه مجلس ، دوره  24 در شهريور 1354 مي گويد :«تاريخ طولاني كشور ما شاهد هجوم هاي فراوان خارجي ...بوده كه طبعا هر اشغالي ...آثاري شومي  نيز مخصوصا در زمينه فكري وروحي بر جاي گذاشته است كه با ماهيت واصالت واقعي وروح وفرهنگ ايراني هماهنگ نيست ...ملت ما مصمم است در اين دوره تازه از زندگي خويش ...ارزشهاي مثبت وجاودانگي فرهنگ ايراني را از همه آلودگي هايي كه ممكن است به دست عوامل بيگانه در اين فرهنگ راه يافته باشد دور سازد».در سال 1354 نمايندگان دو مجلس شورا و سنا كه مطيع اوامر شاه بودند ،در يك اجلاس مشترك به رياست جعفر امامي به دليل اين كه «نظام شاهنشاهي كه در طول بيش از 25 قرن منشا و مبناي قوام ودوام قوميت ومليت كشور بوده است » تصويب كردند كه «آغاز سلطنت كورش كبير بنيانگذار شاهنشاهي ايران به عنوان سر آغاز تقويم و مبدا تاريخي ملي به شمار آيد».

خود باوري

دغدغه پيشرفت ، توسه يافتگي وثبات سياسي ايران همچنان ادامه دارد .در حالي كه كه بسياري از كشورها هاي هم رديف ما راه و افقهاي خود را پيدا كرده اند ،ما هنوز در نزاعهاي فكري وسياسي خود غوطه وريم .جالب اينكه مباحث پيشرفت وتوسعه يافتگي را قبل از كشورهاي مانند مالزي ،كره جنوبي وحتي چين آغاز كرده ايم .امروز اين كشورهها سامان پيدا كرده اند وما منابع ملي ،وقت وانرژي فكري خود را صرف اقناع يكديگر مي نماييم .به نظر مي رسد از گذشته نمي آموزيم ،حتي تحولات جهاني بر ضمير و وجدان جمعي ما اثرات پايداري ندارد و واقعيت هر چند تلخ اين است كه« خيلي فكر نمي كنيم.»شايد هم صحيح فكر نمي كنيم. ممكن است بگوييم كه جمعي فكر نمي كنيم. اما امكان دارد به اين نتيجه برسيم كه مسايل خود را خوب تشخيص نمي دهيم . از يك جيران گفتماني به جريان ديگر سوق پيدا مي كنيم و مرتب نظام اجتماعي وسياسي خود را تغيير مي دهيم. شايدسامان واستقرار را دوست نداريم چون سامان يافتن ،خيلي زحمت دارد ترجيح داده ايم با هيجان و اوضاع روز زندگي كنيم .درآمد نفت ،حداقل بقاي ما را تضمين مي كند و دراين چارچوب صرفا بقا مطرح مي شود. بعضي نيز بهتر  از ديگران زندگي مي كنند.در واقع هنوز نسبت به آنجه هستيم وبايد باشيم .به شناخت جمعي ،تعارف جمعي و راحلهاي جمعي دست نيافته ايم. افكار بسيار خود در سخنرانيها را نتوانسته ايم تبديل به سيستم كنيم .ظاهرا در نمايش فكر بيش از عمل  به آن لذت مي بريم. افكار غربي را خيلي خوب وسريع ترجمه مي كنيم وبه آن ريسندگي و بافندگيهاي خود را اضافه مي كنيم. عده اي مي خواهندتمام مردم ايران را زاهد كنند: برخي ديگر به دنبال روشنفكر كردن همه هستند. . برخي مي خواهند همه را غربي كنند. همه اينها متوجه نيستند هر كدام از اين ايسم ها نوعي تحميل به عامه مردم است. يك جامعه به همه نوع قشر نياز دارد : زاهد، روشنفكر، غرب زده، بومي و بسياري اقسام ديگر. يكسان سازي مردم خيلي مضر است. استقلال از آنها مي ربايد. آزادي در اين دنياي پرتنوع وپرتلاتم در اينست كه هركس ، تعلق فرهگي خود را كسب كند و بدون تعرض وتعدي ديكران ودولت ، بدان عمل كند ضمن اينكه در يك چارچوب وسيعتر اجتماعي وسياسي ،شهروندي قانون مدار و موثر است كه به تعالي وشكوفايي جامعه اش  مي انديشد. در همه جاي دنيا، عامه مردم مي خواهند خوب وآزاد زندگي كنند و از يكسان سازيهاي تحميلي گريزانند. ما افكار بسيار مدرني داريم و در صنعت ترجمه پرشتاب عمل مي كنيم، ولي در رفتار،كردار، خلقيات و شخصيت مدني راه طولاني داريم، افكار ما با خلقيات ما سازگاري ندارد و به ماشين پژوRD شباهت دارد: ظاهري آراسته ولي باطني ضعيف. بعد از صفويه نتوانسته ايم سيستمي بنا كنيم. در آن دوران، ماهيت نظام سياسي و اجتماعي با خلقيات ما سازگاري داشت. هم اكنون در معرض افكار جديدي هستيم و خود به شدت علاقمنديم كه مدني و مبتني بر آزادي شهروندي، عدالت خواهي و ديانت زندگي كنيم، اما اين فضايل با خلقيات وشخصيت انباشته شده تاريخي ما همخواني ندارد. لذا بسيار هنرمندانه سخنراني مي كنيم. و افكاري را كه هنوز دنياي صنعتي به دنبال تحقق آنهاست به زبان مي آوريم. به جهانيان فن گفتگو مي آموزيم و همه را به وحدت فرا مي خوانيم اما بر خلاف آنچه دينمان به ما آموخته است در ميان خود ترحم نداريم و حذف و تخريب و حسادت به شدت در ميان ما رواج دارد و بر پايه محيت، عطوفت، همفكري و هم فهمي با يكديگر معاشرت نمي كنيم . عموما خارج از خود به دنبال علتها،  مشكلات وريشه ها هستيم. زماني امپرياليسم را سرزنش مي كرديم و هم اكنون كه امپرياليسم در خانه ما نيست جريان وگروه ديگر را متهم مي كنيم دگر انتقادي را به مراتب مقدس تر از خود انتقادي تلقي مي   كنيم. اما عمده ي مشكل توسعه نيافتگي ايران در افكار ما نيست. بلكه در شخصيت پرورش نيافته ماست. مشكل ما چگونگي تبديل فكر به عمل است. ولي بايد چكار كرد.

   تطبیق خصوصیات ذوالقرنین و کوروش

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQI-W6UTjQooJwBWfhVvaXpahqYkv51oXa9ydr9Q7GwRitDtPZQ&t=1

1_ إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَباً             

(ما او را در زمین قدرت و حکومت دادیم و اسباب (رسیدن به) هر چیزی را در اختیارش نهادیم.)

 

 از سبک و شیوه خاص کلام قرآن یکی این است که علاوه بر اینکه همه امور را در گرو امر خداوند می داند، وقتی فتح یا موفقیت بزرگی از طرف کسی صورت می گیرد مستقیما آن را به خدا نسبت می دهد – چنانچه در این آیه آمده – و می خواهد تایید کند که امری بزرگ و خارق العاده و بر خلاف موازین طبیعی، صورت گرفته که فقط با موهبت و عنایت خاص خداوندی بوده که چنین کاری انجام پذیرفته است. مثلا در سوره یوسف نیز چنین می فرماید:  وَكَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ (1) یعنی یوسف را در سر زمین مصر قدرت و حکومت دادیم. از اینجا هم امر را از آن نظر مستقیما مربوط به خداوند می کند که کاری برخلاف معهود و طبق شرایطی خاص و خارق العاده صورت گرفته است، زیرا یوسف به طریقی عجیب و غیر قابل باور به تخت و تاج مصر رسید. ابتدا برادرانش به خاطر حسادتی که نسبت به محبت پدر به او داشتند، قصد قتل او را کردند، ولی بعد تصمیم گرفتند او را در یک چاه بیاندازند، بعد او را به عنوان غلام در مصر به عزیز فروختند.. و سرانجام یوسف به زندان افتاد و مدت ها محبوس بود، ولی به صورت شگفت آوری به پادشاهی مصر رسید. شیوه کلام قرآن در مورد ذوالقرنین هم همینطور است. و لازم به نظر می رسد که ذوالقرنین نیز مانند یوسف در شرایطی غیرعادی و شگفت انگیز به تخت و تاج رسیده باشد که فقط لطف خاص خداوند شامل او بوده باشد. وقتی در احوال کوروش بررسی می کنیم، می بینیم جزئیات زندگی او چون زندگی یوسف همراه با حوادث عجیب و گیج کننده بسیار است که باعث شده است، بعدها مورخان در مورد او و کودکی اش افسانه ها بسازند. به محض اینکه چشم به جهان گشود، جد مادری اش، سخت ترین و کینه توز ترین دشمن او گردید که دستور داد کودک معصوم را به قتل برسانند، ولی مامور قتل از این کار سر باز زد و به خاطر مهر و محبتی که قلبش را فراگرفته بود او را از چنگال مرگ نجات داد. کوروش در دشت ها و کوهستان ها بزرگ شد، و در کنار جوانان گمنام و بدون فرهنگ پرورش یافت. ولی ناگهان مسیر زندگی اش تغییر کرد و به میدان سعی و عمل رانده شد، ترقیات او بسیار سریع انجام گرفت، کشور ماد بدون زحمت در برابرش زانو زد، معلوم است که سیر حوادث یک زندگی عادی هرگز چنین نیست و این همه اتفاق در زندگی یک فرد مسلما غیرعادی و نادر و عجیب به شما می رود. (2) وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَباً  یعنی همه گونه وسائل کار و موفقیت را در دسترس او نهادیم، ملاحظه کنید که چگونه کلمات آیه با حقیقت وقایع توافق دارد. نوزادی که جدش دستور به قتل او داده بود، جوانی که دیروز چوپانی گمنام بیش نبود، امروز بر تخت شاهی نشسته و پادشاهی است که همه گونه وسایل، بدون جنگ و خونریزی، برایش فراهم آمده است.

 .

.

.

ادامه نوشته

پل پیروزی خشایارشا


پلی است که به دستور ابر شاه ایران خشایارشا بر دریا زده شد که بدون شک از عجایب عالم به شمار میرود وقتی سپاه عظیم خشایارشا که تا آن روز کسی به خودش ندیده بود آماده حمله به آتن شده بودند به دستور خشایارشا پلی بر تنگه هلس پونت نام قدیمی تنگه داردانل واقع در دریاي اژه کنار صربستان وآناتولی زدند تا سپاهیان ایران به راحتی بتوانند از دریا عبور کنند در ابتدا فینقیها ومصریها از طنابهای کتانی سفید و طنابهای حصیری آن را ساختند وقتی باد شدیدی آمد این پل در هم شکسته شد چونکه خشایارشا این خبر را شنید بسیار خشمگین شد دستور داد سر سازندگان پل را ببرند و دریا را سیصد ضربه شلاغ بزنند سپس معماران دیگری را مامور ساختن این پل کرد. آنها کشتی های تری رم ( کشتی های بزرگی در زمان داریوش بود که پارو زنهای آن صف وسه طبقه جا میگرفتند ) را با هم اتصال دادند از یک طرف 360کشتی به سمت دریا سیاه واز طرف دیگر 314کشتی به سمت تنگه قرارداشت . این کشتی ها درمقابل بادهای شدید مقاوم بودند سپس مرحله سختر بستن طنابهای عظیمی بود از خشکی به کشتی ها که معلوم نبود در آن زمان با چه تکنیکی ساخته بودند تخته های بزرگی بروی کشتی گذاشتند ، که در این زمان چهره پل به راستی نمایان گشت بعد از اینکه تخته ها
فرش کردند روی آنها خاک ریختند تا اسبها هنگام عبور از پل دریا را نبینند و نترسند .

روز جهاني صلح

آرزوي تمام نشده انسان هايي که از پس قرن ها، نسل اندر نسل در طلوع آمدنش جان خود را فدا کردند و در انتظارش، عزيزترين کسانشان را از دست دادند. قداست معنوي کلمه صلح وقتي رخ مي نمايد که حافظه تاريخ بشريت را تورق کنيم و ببينيم که جنگ چه سرنوشت تلخي را براي انسان ها رقم زده است. از اين رو است که هيچ چيز در جهان به اندازه صلح نمي تواند از ظلم و ستم و بدبختي بکاهد و هيچ چيز به اندازه جنگ نمي تواند آسيب رسان و ستم آفرين باشد. در جنگ صرف نظر از به غارت رفتن تلاش نوع بشر در رسيدن به آسايش و آرامش آرماني اش تا قرن ها پس از آن نمي توان خاطره قربانيان باقي مانده از هر جنگ را به آساني به فراموشي سپرد. بشري که خود آفريننده جنگ ها بود سرانجام روزي براي صلح تلاش خود را تا آنجا پيش برد که دست به تاسيس سازمان ملل متحد بزند تا صلح را ذره ذره در ميان کشورها با گفت وگو تزريق کند و اين واقعه سمبليک تاريخ را بايد به فال نيک گرفت.قدرت هاي جهاني که داعيه گسترانيدن عدالت در جهان را دارند شايد ندانند که عدالت با صلح بيشتر حاصل خواهد شد تا با جنگ هاي هزينه بردار خانمانسوز. امروزه قدرت هاي جهاني روش جنگ را در گسترش عدالت و مردم سالاري به کار مي برند در حالي که اين شيوه يي است که به انسان هاي اوليه بازمي گردد آنجا که بشر نمي توانسته راه گفت وگو را بيابد جنگ را حتي براي به دست آوردن صلح برگزيده است.

 با مطالعه در جنگ هاي جهاني اول و دوم و دو جنگ اخير در خاورميانه و در همسايگي ايران ناگفته پيدا است که زنان و کودکان بزرگترين قربانيان اين جنگ ها بوده اند در حالي که مردان سهم افزون تري در به وجود آوردن آن داشته اند و به طور طبيعي هم زنان و کودکان بيشترين متقاضي صلح خواهند بود.بنيانگذاران نهادها و سازمان هاي حامي صلح به خوبي به اين نکته واقفند که بشر اکنون بيش از هر زمان ديگري به صلح و آرامش نياز دارد و جهان از اين همه جنگ و خونريزي که هر سال شکل کريه تري به خود مي گيرد خسته و خواستار توقف همه نگرش هاي جنگ طلبانه شده است. شايد در زمينه صلح فعال ترين کشورها همان آنهايي باشند که تنها وقتي به جنگ مي پردازند که پاي دفاع از ميهن شان در ميان باشد آنها بيشترخواهان صلحند تا کساني که به اعتبار جنگ افزارهاي خود سالي چندين بار به اطراف لشکرکشي مي کنند و با مانورهايي با هزينه بسيار هنگفت براي رسيدن به مقاصد هر چند کوچک شان با زبان جنگ سخن مي گويند.
      
دنياي تب دار کنوني تشنه جرعه يي نرمش در تفکرهاي ستيزه جويانه بشر است تا بتواند طعم شيرين صلح را که خود برگزيده است بچشد. نسل آينده وارث اين تغيير نگرش و تلاش ما در جهت صلح خواهد بود.

7 دی (28 دسامبر) روز زبان فارسی

                           

                                  

7دی (28 دسامبر) روز بزرگی است که پس از آمدن اسلام به ایران ، دوباره بدست یعقوب لیث صفاری ، زبان فارسی زبان رسمی ایران شد

فارسي دري و تاکيد يعقوب ليث صفاري بر گفتن و نوشتن به فارسي

مورخان زبانشناسي به اين نتيجه رسيده اند كه منظور يعقوب ليث صفاري قهرمان ملي همه ايرانيان و ايراني تبارها از رسمي ساختن دوباره زبان فارسی که در سال 868 آن را در کرمان اعلام داشت و در سال 875 ميلادي با جزئیات بیشتر آن را باردیگر مورد تاکید قرارداد، بکارگیری همان لهجه اي بوده است كه در دربار ساسانيان به آن تكلم مي شد و مكاتبات رسمي به آن صورت مي گرفت. از همان زمان اين پارسي را "پارسي دري (پارسي دربار)" خوانده اند. مورخان تحولات زبان، این نتیجه گیری خودرا در نشست دسامبر 1968 (و در جلسه بیست و هشتم این ماه) اعلام داشتند.

یعقوب لیث در سال 868 میلادی پس از آزاد کردن کرمان، پارسي را زبان رسمي همه ايرانيان اعلام کرده بود و گفته بود که از آن پس به زبانی که او نمی فهمد مکالمه و مکاتبه نکنند. زبان مكاتبات و مذاكرات رسمي از سال 652 ميلادي عربي بود، زيرا اعراب حاكمان شهرها بودند و زبان ديگري نمي دانستند و به ايرانياني كه عربي نمي دانستند و سعي در يادگرفتن آن نمي كردند «عجم به معناي گنگ» خطاب مي كردند كه هنوز هم اين اصطلاح از ميان نرفته است. يعقوب ليث اخطار كرده بود که از آن پس اگركسي در قلمرو او جز به فارسي سخن بگويد و بنويسد شديدا مجازات خواهد شد.

يعقوب كه رهبري بزرگ و در تاريخ ايرانيان منحصر به فرد است ظرف دو سال هرات، بلخ، كابل و قندهار يعني همه افغانستان امروز را كه در آن زمان ايران خاوري (آريانا ـ ملك كيان) خوانده مي شد از دست اعراب خارج ساخت و سا ل 868 ميلادي نيز كرمان و همه پارس را گرفت و به فتوحات خود ادامه داد. «محمد وصيف» پس از بازستاني هرات توسط يعقوب از اعراب، در ستايش از او اشعاري سروده كه باقي مانده اند. فرق يعقوب با ساير ايرانيان استقلال طلب اين بوده است كه مطلقا حاضر به سازش و تماس با خليفه بغداد نبود و اورا بيگانه مي خواند، اما سايرين ــ جز مرداويز ــ اسما و ظاهرا خليفه بغداد را رد نمي كردند.
پارسي دري كه زبان اشعار فردوسي، رودكي، حافظ، سعدي، خيام، جامي، مولوي، نظامي و ... است به تدريج تكامل يافته است. اين زبان فرزند پارسي ميانه و نوه پارسي باستان است. زبانهاي پشتو، بلوچي، كردي و اوستيايي (منطقه اي در قفقاز شمالی برادران پارسي دري و نوه هاي پارسي باستان هستند. پارسي دري را پارسي تاجيكي هم مي گويند. زبانشناسان روس نوشته اند كه پسوند «دري» به اين سبب بكار برده مي شود كه نشان دهد كه مردمان دره جيحون (آمو دريا) كه فاصله اي زياد از سرزمين هاي عربي داشتند اين زبان را ازدست ندادند و به صورت امانت به ساير ايرانيان باز گردانيدند و واژه دري منسوب به اين دره است.

عمارت ملک(بوشهر)

               
                   

مجموعه ساختمان های عمارت ملک در حدود ۱۰۰ سال قدمت دارد . در هشت کیلومتری شهرستان بندر بوشهر یکی از آثار های تاریخی و از نقاط دیدنی استان بوشهر در جنوب ایران است و در نزدیکی میدان بهمنی قرارگرفته است .

این عمارت که به صورت مجموعه ساختمانی متعلق به یک قرن قبل است . این عمارت متعلق به یکی از ثروتمندان بوشهر به نام " محمد مهدی ملک التجار " بوده است .

" حاج ملک‌ التجار " نامدارترین ثروتمند بوشهر بوده است که در سال 1277 ه ـ ق در کلکته هند به دنیا آمد و بعد از پدر بزرگ خود " محمد جعفر حاج بابا " سمت ملک ‌التجاری در بوشهر را از آن خود کرد و جانشین جد خود گشت . او مردی بسیار ثروتمند محسوب می ‌شد تا آن جا که خود یک بانک خصوصی راه اندازی کرد . ملک التجار به ولخرج بودن و اسراف کاری شهره بوده تا آن ‌جا که در سفرنامه سدید السلطنه ذکر گشته است او برای عروسی پسر خود از بوشهر تا بهمنی را فرش کرده است و سماور‌ ها را با اسکناس روشن کرده است . او با حکومت قوام ‌السلطنه در بوشهر به مخالفت برخاست و خود حاکم بوشهر شد .

.

.

.

ادامه نوشته

9آذر سالروز آزادسازی جزایر سه گانه ایران

از سال 1880 به بعد، اختلاف نظر میان ایران و استعمار بریتانیا بر سر مالکیت چهار جزیرهء تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی و سیری که همگی در تنگهء هرمز و در نیمه راه سواحل ایران و کشورهای عربی قرار داشتند بروز کرد. تا آن زمان این جزایر عموما متعلق به ایران بودند و در رابطه با آنها اختلافی وجود نداشت، با این حال در سالهای بعد چون در این زمان اهمیت استراتژیک این جزائر بر انگلیس مشخص شد، دولت بریتانیا منکر حقوق ایران نسبت به این جزائر گردید و با گسیل نیروهای خود، اقدام به اشغال جزایر می‏کند. دولت ایران نسبت به اشغال جزائر تبب بزرگ و کوچک و ابوموسی توسط بریتانیا اعتراض کرد و دولتهای بعدی ایران نیز به طور مداوم نسبت به این امر اعتراض کردند.

انگلیسي‏ها بعد از آنکه در سال 1921 اقدام به تجزیة راس‏الخیمه از شارجه کردند، تنب بزرگ و کوچک را به راس‏الخیمه و ابوموسی را جزو شارجه (بخشی از امارات متحده عربی فعلی) که تحت‏الحمایه آن بودند واگذار کرد. اما دولت ایران همواره اختلاف خود را بر سر این جزائر با انگلستان می‏دانست و یک بار نیز در زمان سلطنت رضاشاه که قوای مسلح ایران به آن جزائر رفتند لیکن در آن موقع دولت انگلیس اطمینان داد که این مشکل را حل خواهد کرد و قبل از فیصله یافتن کامل آن مانع برافراشته شدن پرچم یکی از طرفین در جزایر خواهد شد.

ادامه نوشته