تشکیل سلسله صفویه مساوی با اختلاف در جهان اسلام

                                      File:Qezelbash.JPG
برخی می‌پندارند تشکیل دولت صفوی زیانی بزرگ برای جهان اسلام بود، بدین معنی که با رسمی کردن تشیع، و ضعیف ساختن تسنن، یکپارچگی مذهبی سرزمین‌های اسلامی را که تا آن دوران باقی مانده بود، از میان برد و آن محیط پهناور و یگانه جغرافیایی را از میان قطع کرد و به خطر انداخت. لازم به ذکر است، پیش از این در قرن های چهارم تا ششم هجری دولت اسماعیلی فاطمیان در مصر خلافتی در مقابل خلافت عباسی تأسیس کرده بود و تا زمانی که هر دو دولت قدرتمند بودند، هیچ مشکلی در مقابله با صلیبیان نداشتند. بنا بر این قطعا این نخستین بار نبود، که یک حکومت رسمی شیعی تأسیس می‌شد. ثانیاً قدرت دولت عثمانی و توسعه پیاپی آن بدون پشتوانه فرهنگی و اجتماعی لازم صورت می‌گرفت. به طوری که علی رغم چند قرن سلطه بر یونان، بالکان و چند کشور دیگر اروپایی تنها عده کمی از مردم آن نواحی مسلمان شدند و هر چند این مطلب درست است که عثمانی بر اثر مناقشه‏های ممتد با صفویان همواره از مرزهای شرقی خود بیمناک بود و ناگزیر بخشی بزرگ از نیروی نظامی خویش را در آن جانب صرف می‏کرد و از پیشرفت و تمرکز نیرو در جبهه‏های اروپا باز می‏ماند، اما شکستهای بزرگ عثمانی در اروپا بعد از محاصره وین در سال ۱۶۸۳ میلادی و همزمان با افول و اضمحلال دولت صفوی رخ می‌دهد. در واقع عامل اصلی شکست عثمانیان نه پیدایش دو حکومت شیعه و سنی، بلکه برتری ادوات نظامی اروپاییان در قرن هجدهم و ضعف ساختارها و بنیه‌های اقتصادی و اجتماعی عثمانی نسبت به جوامع اروپاست

نتیجه حمله اعراب به ایران


                              Arab scout on a camel

پس از حمله اعراب به ایران، ايستادگي و سختكوشي ايرانيان در نبردهای پراکنده، خالد سردار عرب را چندان خشمگين ساخت كه سوگند ياد كرد كه چنانكه برآنان پيروز شود دست به غذا نبرد، مگر آنكه نهري از خونشان جاري ساخته باشد. خالد براي راست آمدن اين سوگند دستور داد تا همه ي اسيران را بقتل رسانند، و اينكار تا چند شبانه روز ادامه داشت. در سالهاي 28 و 30 هجري تازيان دو دفعه مجبور شدند استخر را فتح كنند. در دفعه ي دوم مقاومت مردم چنان با رشادت و گستاخي مقرون بود كه فاتح عرب را از خشم و كينه ديوانه كرد. ميگويند خالد در نبرد ولجه عهد كرده بود كه تا هزار نفر را به هلاكت نرسانده باشد، دست به غذا نبرد. وي هنگامي اقدام به خوردن غذا كرد كه مقصود و مرادش برآورده شده بود. اين نبرد در محلي بنام ولجه اتفاق افتاد و بهمين اعتبار به نبرد ولجه معروف گرديد.

در برابر سيل هجوم تازيان شهرها و قلعه هاي بسيار ويران گشت. خاندان ها و دودمانهاي زياد بر باد رفت. نعمتها و اموال توانگران را تاراج كردند و غنايم و انفال نام نهادند. دختران و زنان ايراني را در بازار مدينه فروختند و سبايا و اسرا خواندند. مي گويند بيش از 42 هزار زن ايراني در ميان اعراب به عنوان كنيز تقسيم كردند. شهربانو دختر يزدگرد سوم، آخرين پادشاه ساساني که به اسارت گرفته شد، در مدينه به نکاح امام حسين درآمد.

چندین هزار پسر نوجوان ايراني را با سوزن دوك اَخته كرده ( قدرت جنسي را از آنها گرفتند) و به عنوان غلام چونان حيوان آنها را بكار گرفتند. همه ي اين كارها را نيز عربان در سايه ي شمشير و تازيانه انجام ميدادند. هرگز در برابر اين كارها هيچ كس آشكارا ياراي اعتراض نداشت. حد و جرم و قتل و حرق، تنها جوابي بود كه عرب، خاصه درعهد اُمويان به هرگونه اعتراضي مي داد. خشونت و قساوت عرب نسبت به مغلوب شدگان بي اندازه بود.

افشین  سردار خیانتگر ایرانی

افشین این سردار خیانتگر ایرانی، بابک و برادرش عبدالله اسیر را در سال 223 ه.ق به همراه چهار هزار سوار از قلعه "برزند" آذر آبادگان" به شهر "سامرا" درعراق ، که مقر خلیفه معتصم بود، برده و تحویل خلیفه داد.

 

                              قلعه بابک در کلیبر

                               قلعه بذ بر فراز منطقه هشتاد سر/عکاس الهام.م

 

اندکی بعد در روز پنجشنبه سوم صفر سال 223  ه.ق ، بفرمان معتصم مسلمان جنایتکار ، بابک خرمدین دلیر را به فجیع ترین شکل ممکن سر و دست و پایش را بریدند و شکمش را بدریدند، اما بابک به هنگام مرگ نیز دلاوریها از خود نشان داد. سپس پیکر مثله شده بابک را در همان شهر "سامرا" بردار کردند، جاییکه امروزه به "کنیسه بابک" شهرت دارد و بعد سرش را بریدند و به خراسان فرستادند تا بر رعب و وحشت ایرانیان بیفزایند.

سپس برادر بابک ، عبدالله را همراه "طبری" پسر "شروین شاه طبرستان" به نزد "اسحاق بن ابراهیم" که جانشین "معتصم" در"مدینه السلام" بود، ببردند ، تا با آنان چنان کنند که با بابک شیردل کردند.

 

و معتصم، افشین را تاج داد و دو "شانه پوش" جواهر نشان پوشانید ، بیست هزار- هزار درم به افشین داد که از آن جمله ده هزار- هزار درم جایزه وی بود و ده هزار- هزار درم را میان مردم سپاه خویش پخش کند، و او افشین را ولایت دار سند (پاکستان) کرد... اماافشین نیز دو سال بعد از قتل بابک و مازیار، به فرمان همان خلیفه معتصم ، ابتدا او را به زندان انداختند و بعد بتوسط غذا مسمومش کردند و در 226 هجری قمری او را بکشتند، آنگاه پیکرش را بیرون آوردند وبر دار کـــردند وبعد پيكرش را نیز سوزاندند و او نیز به پاداش خدماتش به "طنز تاریخ" پیوست!