مدرسه سعادت مظفری بوشهر  

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQxb-AXGwBhQLQQxuQaDgMA3ANI2YDoWEGoA3YtYFZT_qYF6RFm75-gnMjw

مدرسه سعادت که از اولين مدارس ايران است در سال 1317 ه ق به دستور احمد خان دريابيگي ، حکمران بندر بوشهر که خود از فارغ التحصيلان دارالفنون بود تاسيس گرديد. در ابتدا دريابيگي در وسط شهر بوشهر خانه نزديک حسينيه ( برحه کازرونيها) منزل (حاج محمد حسين صفر ) را براي اين منظور اجاره کرد. با افزايش تعداد شاگردان خانه اي که مدرسه در آن تشکيل يافته بود با آنکه بيش از ده اتاق داشت ، گنجايش بچه ها را نداشت ، دريابيگي به پيشنهاد اولياء مدرسه به ويره برادران سعادت در صد د  بناي ساختماني در خارج شهر برآمد . آن زمان چهار محله دهدشتي ، شنبدي ، کوتي و بهبهاني مرکز شهر بود.دريابيگي قطعه زميني را از ملک التجار جهت احداث مدرسه در خارج شهر (بيرون از چهار محله اصلي) بدست آورد ، محدوده زمين دو هکتار بود ، در آنجا شروع به ساختن مدرسه نمود. مدرسه که مشتمل بر شش کلاس بزرگ و يک سالن و چهار ايوان (راهروي ميان آنها با ديگر اتاقها) بود، به نام ( سعادت مظفري ) نام پادشاه ايران مظفرالدين شاه ، نام برده شد و ايشان در عوض اعانه اي براي مدرسه پرداخت مي کرد. بافت قديم بوشهر بواسطه شرايط اقليمي گرم و مرطوب داراي بناهايي با خصوصيات و ويرگيهاي منحصر به فرد است که مدرسه سعادت نيز در اين بافت جاي گرفته و از آن مستثني نمي باشد . اکثر ساختمانهاي بافت قديم در دو و حتي سه طبقه مي باشند ، اما مدرسه سعادت در يک طبقه ساخته شده بود ، اين نوع معماري به (بيت ميلاني ) مشهور است .

   هلیله. نیروگاه. بندرگاه    

http://mashreghnews.ir/Images/News/Larg_Pic/29-5-1389/IMAGE634179850462831250.jpg


با انتخاب بوشهر توسط نادر شاه به عنوان پایگاه دریایی ایران و حضور تاریخی و سرنوشت ساز لطیف خان (نماینده نادر شاه) در بوشهر مهاجرت افراد و گروه های گوناگون از مناطق و نواحی دور و نزدیک آغاز شد. بوشهر که بر روی خرابه های لیان عیلامی ، بنا شده در آن روزگار روستای ماهیگری کوجکی بود.درآن روزگار در بخش جنوبی شبه جزیره بوشهر فعلی و درجایی که امروزه تاسیسات نیروگاه انرژی اتمی بوشهر قراردارد، روستاهای بزرگتری همجون هلیله و ریشهر قرار داشت ، که ساکنان اصلی بوشهر شناخته میشوند و بخش اعظمی از اهالی این روستاها بودند که به شهر بوشهر کوچ کردند و این دال بر قدمت تاریخی این روستاها است اما در حال حاضر براساس مصوبه مجلس که در جريان برنامه پنجم توسعه صورت گرفته ، هرگونه ساخت و ساز به عنوان سكونتگاه هاي دائمي در حريم نيروگاه و تاسيسات هسته اي كشور از جمله نيروگاه بوشهر ممنوع شد، شرایط زندگی برای ساکنین این روستاها سخت شده به گونه ای که تعمیر دیوار حیاط منازل بدون مجوز شهرداری امکان پذیر نیست  و طی درخواست های مردم از رئیس جمهور که در جریان سفرهای استانی صورت گرفته خواسته شده که این روستا ها به مناطق دیگری جابه جا شوند.طی خبری که از پایگاه خبری خلیج فارس منتشر شد معاون سياسي و امنيتي استانداري بوشهرگفت: با ابلاغ مصوبه شوراي عالي امنيت ملي جابه جايي روستاهاي هليله و بندرگاه كه همجوار نيروگاه اتمي بوشهرهستند، قطعي شده است، در این گزارش آمده است که محمد حسن شنبدي معاون سياسي و امنيتي استانداري بوشهرگفته : تعيين تكليف روستاهاي هليله و بندرگاه از درخواست هاي جدي ساكنان آن است كه دردومين سفر استاني هيات دولت به بوشهر نيز به عنوان يكي از مصوبات مهم تبيين شده استو انتقال این روستاها با نظر مساعد رئيس جمهوري و توجه ويژه ايشان به مردم روستاهاي هليله و بندرگاه صورت مي گيرد

سال كبيسه

http://www.pic.iran-forum.ir/images/oh15kkb4p9mrfwpsnk36.jpg

 به سال 366شبانه روز سال كبيسه ميگويند. از آنجاكه مدت زمان حركت انتقالي زمين به دور خورشيد 365 شبانه روزو5ساعت و48دقيقه و46ثانيه و8صدم ثانيه است براي تطبيق سال حقيقي با سال تقويمي با احتساب خرده ساعتها اضافي به 365شبانه روز،3سال متوالي را 365 شبانه روز وسال چهارم را 366شبانه روز حساب ميكنند. اين اقدام نخستين بار در سال 46ق.م. در زمان ژوليوس سزار امپراتر روم صورت گرفت.

                                 

 

آغاز سلطنت كورش كبير سر آغاز تقويم شاهنشاهي  

          http://www.soheilnets.com/cyrus.jpg

               تصور شاه اين بود كه اگر پايگاه معنوي اسلام را از اذهان عمومي خارج كند بر همه قدرتهاي مخالف مسلط شده ونهضتي به عنوان اسلامي به وجود نخواهد آمد .او در مراسم افتتاحيه مجلس ، دوره  24 در شهريور 1354 مي گويد :«تاريخ طولاني كشور ما شاهد هجوم هاي فراوان خارجي ...بوده كه طبعا هر اشغالي ...آثاري شومي  نيز مخصوصا در زمينه فكري وروحي بر جاي گذاشته است كه با ماهيت واصالت واقعي وروح وفرهنگ ايراني هماهنگ نيست ...ملت ما مصمم است در اين دوره تازه از زندگي خويش ...ارزشهاي مثبت وجاودانگي فرهنگ ايراني را از همه آلودگي هايي كه ممكن است به دست عوامل بيگانه در اين فرهنگ راه يافته باشد دور سازد».در سال 1354 نمايندگان دو مجلس شورا و سنا كه مطيع اوامر شاه بودند ،در يك اجلاس مشترك به رياست جعفر امامي به دليل اين كه «نظام شاهنشاهي كه در طول بيش از 25 قرن منشا و مبناي قوام ودوام قوميت ومليت كشور بوده است » تصويب كردند كه «آغاز سلطنت كورش كبير بنيانگذار شاهنشاهي ايران به عنوان سر آغاز تقويم و مبدا تاريخي ملي به شمار آيد».

خود باوري

دغدغه پيشرفت ، توسه يافتگي وثبات سياسي ايران همچنان ادامه دارد .در حالي كه كه بسياري از كشورها هاي هم رديف ما راه و افقهاي خود را پيدا كرده اند ،ما هنوز در نزاعهاي فكري وسياسي خود غوطه وريم .جالب اينكه مباحث پيشرفت وتوسعه يافتگي را قبل از كشورهاي مانند مالزي ،كره جنوبي وحتي چين آغاز كرده ايم .امروز اين كشورهها سامان پيدا كرده اند وما منابع ملي ،وقت وانرژي فكري خود را صرف اقناع يكديگر مي نماييم .به نظر مي رسد از گذشته نمي آموزيم ،حتي تحولات جهاني بر ضمير و وجدان جمعي ما اثرات پايداري ندارد و واقعيت هر چند تلخ اين است كه« خيلي فكر نمي كنيم.»شايد هم صحيح فكر نمي كنيم. ممكن است بگوييم كه جمعي فكر نمي كنيم. اما امكان دارد به اين نتيجه برسيم كه مسايل خود را خوب تشخيص نمي دهيم . از يك جيران گفتماني به جريان ديگر سوق پيدا مي كنيم و مرتب نظام اجتماعي وسياسي خود را تغيير مي دهيم. شايدسامان واستقرار را دوست نداريم چون سامان يافتن ،خيلي زحمت دارد ترجيح داده ايم با هيجان و اوضاع روز زندگي كنيم .درآمد نفت ،حداقل بقاي ما را تضمين مي كند و دراين چارچوب صرفا بقا مطرح مي شود. بعضي نيز بهتر  از ديگران زندگي مي كنند.در واقع هنوز نسبت به آنجه هستيم وبايد باشيم .به شناخت جمعي ،تعارف جمعي و راحلهاي جمعي دست نيافته ايم. افكار بسيار خود در سخنرانيها را نتوانسته ايم تبديل به سيستم كنيم .ظاهرا در نمايش فكر بيش از عمل  به آن لذت مي بريم. افكار غربي را خيلي خوب وسريع ترجمه مي كنيم وبه آن ريسندگي و بافندگيهاي خود را اضافه مي كنيم. عده اي مي خواهندتمام مردم ايران را زاهد كنند: برخي ديگر به دنبال روشنفكر كردن همه هستند. . برخي مي خواهند همه را غربي كنند. همه اينها متوجه نيستند هر كدام از اين ايسم ها نوعي تحميل به عامه مردم است. يك جامعه به همه نوع قشر نياز دارد : زاهد، روشنفكر، غرب زده، بومي و بسياري اقسام ديگر. يكسان سازي مردم خيلي مضر است. استقلال از آنها مي ربايد. آزادي در اين دنياي پرتنوع وپرتلاتم در اينست كه هركس ، تعلق فرهگي خود را كسب كند و بدون تعرض وتعدي ديكران ودولت ، بدان عمل كند ضمن اينكه در يك چارچوب وسيعتر اجتماعي وسياسي ،شهروندي قانون مدار و موثر است كه به تعالي وشكوفايي جامعه اش  مي انديشد. در همه جاي دنيا، عامه مردم مي خواهند خوب وآزاد زندگي كنند و از يكسان سازيهاي تحميلي گريزانند. ما افكار بسيار مدرني داريم و در صنعت ترجمه پرشتاب عمل مي كنيم، ولي در رفتار،كردار، خلقيات و شخصيت مدني راه طولاني داريم، افكار ما با خلقيات ما سازگاري ندارد و به ماشين پژوRD شباهت دارد: ظاهري آراسته ولي باطني ضعيف. بعد از صفويه نتوانسته ايم سيستمي بنا كنيم. در آن دوران، ماهيت نظام سياسي و اجتماعي با خلقيات ما سازگاري داشت. هم اكنون در معرض افكار جديدي هستيم و خود به شدت علاقمنديم كه مدني و مبتني بر آزادي شهروندي، عدالت خواهي و ديانت زندگي كنيم، اما اين فضايل با خلقيات وشخصيت انباشته شده تاريخي ما همخواني ندارد. لذا بسيار هنرمندانه سخنراني مي كنيم. و افكاري را كه هنوز دنياي صنعتي به دنبال تحقق آنهاست به زبان مي آوريم. به جهانيان فن گفتگو مي آموزيم و همه را به وحدت فرا مي خوانيم اما بر خلاف آنچه دينمان به ما آموخته است در ميان خود ترحم نداريم و حذف و تخريب و حسادت به شدت در ميان ما رواج دارد و بر پايه محيت، عطوفت، همفكري و هم فهمي با يكديگر معاشرت نمي كنيم . عموما خارج از خود به دنبال علتها،  مشكلات وريشه ها هستيم. زماني امپرياليسم را سرزنش مي كرديم و هم اكنون كه امپرياليسم در خانه ما نيست جريان وگروه ديگر را متهم مي كنيم دگر انتقادي را به مراتب مقدس تر از خود انتقادي تلقي مي   كنيم. اما عمده ي مشكل توسعه نيافتگي ايران در افكار ما نيست. بلكه در شخصيت پرورش نيافته ماست. مشكل ما چگونگي تبديل فكر به عمل است. ولي بايد چكار كرد.