تطبیق خصوصیات ذوالقرنین و کوروش

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQI-W6UTjQooJwBWfhVvaXpahqYkv51oXa9ydr9Q7GwRitDtPZQ&t=1

1_ إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَباً             

(ما او را در زمین قدرت و حکومت دادیم و اسباب (رسیدن به) هر چیزی را در اختیارش نهادیم.)

 

 از سبک و شیوه خاص کلام قرآن یکی این است که علاوه بر اینکه همه امور را در گرو امر خداوند می داند، وقتی فتح یا موفقیت بزرگی از طرف کسی صورت می گیرد مستقیما آن را به خدا نسبت می دهد – چنانچه در این آیه آمده – و می خواهد تایید کند که امری بزرگ و خارق العاده و بر خلاف موازین طبیعی، صورت گرفته که فقط با موهبت و عنایت خاص خداوندی بوده که چنین کاری انجام پذیرفته است. مثلا در سوره یوسف نیز چنین می فرماید:  وَكَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ (1) یعنی یوسف را در سر زمین مصر قدرت و حکومت دادیم. از اینجا هم امر را از آن نظر مستقیما مربوط به خداوند می کند که کاری برخلاف معهود و طبق شرایطی خاص و خارق العاده صورت گرفته است، زیرا یوسف به طریقی عجیب و غیر قابل باور به تخت و تاج مصر رسید. ابتدا برادرانش به خاطر حسادتی که نسبت به محبت پدر به او داشتند، قصد قتل او را کردند، ولی بعد تصمیم گرفتند او را در یک چاه بیاندازند، بعد او را به عنوان غلام در مصر به عزیز فروختند.. و سرانجام یوسف به زندان افتاد و مدت ها محبوس بود، ولی به صورت شگفت آوری به پادشاهی مصر رسید. شیوه کلام قرآن در مورد ذوالقرنین هم همینطور است. و لازم به نظر می رسد که ذوالقرنین نیز مانند یوسف در شرایطی غیرعادی و شگفت انگیز به تخت و تاج رسیده باشد که فقط لطف خاص خداوند شامل او بوده باشد. وقتی در احوال کوروش بررسی می کنیم، می بینیم جزئیات زندگی او چون زندگی یوسف همراه با حوادث عجیب و گیج کننده بسیار است که باعث شده است، بعدها مورخان در مورد او و کودکی اش افسانه ها بسازند. به محض اینکه چشم به جهان گشود، جد مادری اش، سخت ترین و کینه توز ترین دشمن او گردید که دستور داد کودک معصوم را به قتل برسانند، ولی مامور قتل از این کار سر باز زد و به خاطر مهر و محبتی که قلبش را فراگرفته بود او را از چنگال مرگ نجات داد. کوروش در دشت ها و کوهستان ها بزرگ شد، و در کنار جوانان گمنام و بدون فرهنگ پرورش یافت. ولی ناگهان مسیر زندگی اش تغییر کرد و به میدان سعی و عمل رانده شد، ترقیات او بسیار سریع انجام گرفت، کشور ماد بدون زحمت در برابرش زانو زد، معلوم است که سیر حوادث یک زندگی عادی هرگز چنین نیست و این همه اتفاق در زندگی یک فرد مسلما غیرعادی و نادر و عجیب به شما می رود. (2) وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَباً  یعنی همه گونه وسائل کار و موفقیت را در دسترس او نهادیم، ملاحظه کنید که چگونه کلمات آیه با حقیقت وقایع توافق دارد. نوزادی که جدش دستور به قتل او داده بود، جوانی که دیروز چوپانی گمنام بیش نبود، امروز بر تخت شاهی نشسته و پادشاهی است که همه گونه وسایل، بدون جنگ و خونریزی، برایش فراهم آمده است.

 .

.

.

ادامه نوشته

پل پیروزی خشایارشا


پلی است که به دستور ابر شاه ایران خشایارشا بر دریا زده شد که بدون شک از عجایب عالم به شمار میرود وقتی سپاه عظیم خشایارشا که تا آن روز کسی به خودش ندیده بود آماده حمله به آتن شده بودند به دستور خشایارشا پلی بر تنگه هلس پونت نام قدیمی تنگه داردانل واقع در دریاي اژه کنار صربستان وآناتولی زدند تا سپاهیان ایران به راحتی بتوانند از دریا عبور کنند در ابتدا فینقیها ومصریها از طنابهای کتانی سفید و طنابهای حصیری آن را ساختند وقتی باد شدیدی آمد این پل در هم شکسته شد چونکه خشایارشا این خبر را شنید بسیار خشمگین شد دستور داد سر سازندگان پل را ببرند و دریا را سیصد ضربه شلاغ بزنند سپس معماران دیگری را مامور ساختن این پل کرد. آنها کشتی های تری رم ( کشتی های بزرگی در زمان داریوش بود که پارو زنهای آن صف وسه طبقه جا میگرفتند ) را با هم اتصال دادند از یک طرف 360کشتی به سمت دریا سیاه واز طرف دیگر 314کشتی به سمت تنگه قرارداشت . این کشتی ها درمقابل بادهای شدید مقاوم بودند سپس مرحله سختر بستن طنابهای عظیمی بود از خشکی به کشتی ها که معلوم نبود در آن زمان با چه تکنیکی ساخته بودند تخته های بزرگی بروی کشتی گذاشتند ، که در این زمان چهره پل به راستی نمایان گشت بعد از اینکه تخته ها
فرش کردند روی آنها خاک ریختند تا اسبها هنگام عبور از پل دریا را نبینند و نترسند .

روز جهاني صلح

آرزوي تمام نشده انسان هايي که از پس قرن ها، نسل اندر نسل در طلوع آمدنش جان خود را فدا کردند و در انتظارش، عزيزترين کسانشان را از دست دادند. قداست معنوي کلمه صلح وقتي رخ مي نمايد که حافظه تاريخ بشريت را تورق کنيم و ببينيم که جنگ چه سرنوشت تلخي را براي انسان ها رقم زده است. از اين رو است که هيچ چيز در جهان به اندازه صلح نمي تواند از ظلم و ستم و بدبختي بکاهد و هيچ چيز به اندازه جنگ نمي تواند آسيب رسان و ستم آفرين باشد. در جنگ صرف نظر از به غارت رفتن تلاش نوع بشر در رسيدن به آسايش و آرامش آرماني اش تا قرن ها پس از آن نمي توان خاطره قربانيان باقي مانده از هر جنگ را به آساني به فراموشي سپرد. بشري که خود آفريننده جنگ ها بود سرانجام روزي براي صلح تلاش خود را تا آنجا پيش برد که دست به تاسيس سازمان ملل متحد بزند تا صلح را ذره ذره در ميان کشورها با گفت وگو تزريق کند و اين واقعه سمبليک تاريخ را بايد به فال نيک گرفت.قدرت هاي جهاني که داعيه گسترانيدن عدالت در جهان را دارند شايد ندانند که عدالت با صلح بيشتر حاصل خواهد شد تا با جنگ هاي هزينه بردار خانمانسوز. امروزه قدرت هاي جهاني روش جنگ را در گسترش عدالت و مردم سالاري به کار مي برند در حالي که اين شيوه يي است که به انسان هاي اوليه بازمي گردد آنجا که بشر نمي توانسته راه گفت وگو را بيابد جنگ را حتي براي به دست آوردن صلح برگزيده است.

 با مطالعه در جنگ هاي جهاني اول و دوم و دو جنگ اخير در خاورميانه و در همسايگي ايران ناگفته پيدا است که زنان و کودکان بزرگترين قربانيان اين جنگ ها بوده اند در حالي که مردان سهم افزون تري در به وجود آوردن آن داشته اند و به طور طبيعي هم زنان و کودکان بيشترين متقاضي صلح خواهند بود.بنيانگذاران نهادها و سازمان هاي حامي صلح به خوبي به اين نکته واقفند که بشر اکنون بيش از هر زمان ديگري به صلح و آرامش نياز دارد و جهان از اين همه جنگ و خونريزي که هر سال شکل کريه تري به خود مي گيرد خسته و خواستار توقف همه نگرش هاي جنگ طلبانه شده است. شايد در زمينه صلح فعال ترين کشورها همان آنهايي باشند که تنها وقتي به جنگ مي پردازند که پاي دفاع از ميهن شان در ميان باشد آنها بيشترخواهان صلحند تا کساني که به اعتبار جنگ افزارهاي خود سالي چندين بار به اطراف لشکرکشي مي کنند و با مانورهايي با هزينه بسيار هنگفت براي رسيدن به مقاصد هر چند کوچک شان با زبان جنگ سخن مي گويند.
      
دنياي تب دار کنوني تشنه جرعه يي نرمش در تفکرهاي ستيزه جويانه بشر است تا بتواند طعم شيرين صلح را که خود برگزيده است بچشد. نسل آينده وارث اين تغيير نگرش و تلاش ما در جهت صلح خواهد بود.