لابد چیزی در مورد هواداری امام علی از سه خلیفه اول مسلمین شنیده اید مثلا در پی به قدرت رسیدن ابوبکر و پس از او عمر و عثمان هر چند خود را شایان حاکمیت از دیگران می شناسد اما هرگز بر خلاف رای مردم عملی انجام نمیدهد و حتی بهترین مشاور سیاسی عقیدتی خلفا است و دوبار جان عمر را نجات میدهد و هنگام شورش مردم بر علیه عثمان نیز صمیمانه از او حمایت میکند .
امام علی حتی سه تن از فرزندانش را به اسامی خلفا مینامد.اما در میان شیعیان پارسی نه این که نام فرزند را از سه خلیفه انتخاب نمی کنند بلکه همواره خلفا مورد شتم وناسزا قرار می گیرند خصوصا عمر کسی که دوبار توسط امام علی از مرگ جسته است و امام علی در موردش میگوید که : او(عمر)مردی امین ونیرومند است .
اما در ایران آنگونه با او برخورد میشود و پارسیان در روز قتلش عمر سوزان و جشن وسرور برپا می کنند.
عمر به دست ایرانی و با برنامه ریزی پارسیان اسیر تازیان کشته میشود .ابومنصور گوید :شنیدم که قماذیان (فرزند هرمزان ایرانی زاده)درباره کشته شدن پدرش میگفت:عجمان(پارسیان)مدینه با همدیگر انس داشته اند فیروز(قاتل عمر)بر پدرم گذشت و خنجری همراه داشت که دو سر داشت وپدرم آن را بدست گرفت و گفت در این دیار با این چه میکنی ؟گفت:کسان را میرانم و یکی اورا بدید و چون عمر ضربت خورد گفت :این را بدست هرمزان دیدم که بدست فیروز داد.
در تاریخ با نگرشی اصولی و محققانه و جستجوئی واقعگرایانه درمیابیم کینه پارسیان به خلفا خصوصا عمر از حب امام علی نیست بلکه تنها به این خاطر است که ایران در زمان عمر مورد هجوم مسلمین قرار گرفته است و در آن زمان بود که بسیاری پارسیان به اسارت اعراب در آمدند و بدین سان روشنفکران مسلمان ایرانی که چاره ای می جسته اند تا ستیزناسیونالیستی خویش را علیه بیگانه وبرای آزادی و استقلال ایران اسلامی هر چه میتوانند مردمی تر کنند فرهنگساز ومحرک مردم بوده اند و همه این ها در پناه تشیع علوی بوده است .
اسلام ایرانی نه اسلام امویان است نه اسلام عباسیان است و نه اسلام ابومسلم ها و خواجه نظام الملک ها است و نه اسلام سنت گرایی فقاهتی بلکه اسلام ایرانی اندیشه خردگرایی اجتهادی است که کهکشانی رها شده در تاریخ است که خطوط سرخ وسپید و سبزش از ایران و اندیشه انسان و خرد گرائی انقلابی سخن میگوید.