الماس کوه نور و دریای نور

 
 
دریای نور، زوج الماس معروف کوه نور است و هر دو از قدیمی ترین جواهرات شناخته شده جهان می‌باشند. این الماس صورتی رنگ، یکی از بزرگترین الماسهای شناخته شده جهان است.
تاریخچه این الماس به اساطیر و افسانه‌ها می‌رسد. 
نقل است که بر دسته شمشیر افراسیاب نصب بوده و رستم آنرا در جنگ با تورانیان تصاحب نموده است. در حمله امیر تیمور به ‌غارت رفت و به دست محمدشاه هند رسید. این الماس به همراه زوج دیگرش کوه نور (که اکنون روی تاج ملکه انگلستان نصب شده‌است) توسط نادر شاه افشار در جنگ با هند به دست آمده و در سال ۱۷۳۹ میلادی به ایران آورده شدند. ظاهرا محمدشاه به هنگام تسلیم به نادر آنرا در عمامه خود مخفی نموده که توسط سربازان یافته می‌شود.
ارزش جواهرات تاج و تخت سلاطین ایران + عکس

دریای نور پس از قتل نادر به نوه او شاهرخ‌میرزا (آخرین پادشاه افشار) رسید و سپس به دست امیر علم خان خزیمه و بعد به محمد حسن خان قاجار و بعد به لطفعلی‌خان زند و سر انجام به دست آغا محمدخان قاجار افتاد. ناصرالدین شاه (با استدلالاتی که منطقی می‌نماید) معتقد بود که این جواهر یکی از گوهر‌های تاج کورش آریایی بوده‌است. او برای تولیت این گوهر قیمتی منصبی مخصوص قرار داده بود.

این جواهر در زمان محمدعلی شاه و هنگام شکست وی از مشروطه خواهان به سفارت روسیه برده شد که خوشبختانه به همت مشروطه خواهان بازپس داده شد و هم اکنون در موزه بانک مرکزی واقع در خیابان فردوسی تهران قرار دارد.

دریای نور تا زمان ناصرالدین شاه در وسط یکی از بازوبندهای سلطنتی نصب می‌شد، ولی در زمان او که استفاده از بازوبند منسوخ شد، آن را به صورت پیش کلاه درآوردند و در قابی زرین با شیر و خورشید و تاج مرصع به ۴۵۷ قطعه برلیان ریز و عالی و چهار قطعه یاقوت قرار دادند. این الماس برلیان از دو سو تراش خورده و به شکل هرم مثلث‌القاعده‌ای است که قاعده آن چهار سانتی‌متر درازا و سه سانتی‌متر پهنا دارد و دو سوی دیگر حدود دو سانتی‌متر است‌. همه سطوح دریای نور صاف و یک نواخت است‌، جز یک سمت آن که فتحعلی‌ شاه با کندن عبارت <سلطان صاحب‌قران فتح‌علی‌شاه قاجار ۱۲۴۴>، از ارزش آن کاسته است

دریای نور که درشت‌ترین و زیباترین الماس برلیان در میان گوهرهای سلطنتی ایران و یکی از گوهرهای معروف جهان است‌. گفته می‌شود این الماس هزار سال پیش کشف و استخراج شده است‌. وزن آن اکنون هفت مثقال و ۲۰ نخود، یعنی در حدود ۱۸۲ قیراط وصورتی است ولی پیش از تراش زیادتر از این بوده‌است.رنگ این الماس یکی از استثنایی ترین وکمیابترین رنگها میان الماسهای برلیان شناخته شده جهان است.

تخريب قصر قاجاريه




   


تخريب قصر قاجاري فيليه که در سال 1379 به شماره 2845 در فهرست آثار ملي ثبت شده بود در حالي صورت گرفت که بر خلاف گفته‌هاي مديران ميراث فرهنگي آبادان مرمت بخشي از اين بنا از دو سال پيش آغاز شده بود.

انتظار مي رفت اين بنا با توجه به مرزي بودن آن و همچنين شدت حملات در زمان جنگ تحميلي تخريب شود ولي همچنان استحکام خود را حفظ کرده و در وضعيت نسبتا خوبي به سر مي‌برد در عين حال از نظر مرمتي و ساخت و ساز نياز به رسيدگي فراواني دارد.
 قصر فيليه در محدوده شلمچه در کنار اروند رود واقع است.آجري کاري هاي اين بنا از ويژگي هاي آن محسوب مي شد که درب و پنجره‌هاي آن از چوب ساج و آبنوس ساخته شده و از آئينه‌ کاريهاي سقف، داخل اطاق ها ، طارم و ايوان هاي آن با تمثال هاي پادشاهان قاجار برخوردار بود.


ک‍‍اخ‌ ت‍‍اري‍خ‍‍ي‌ ش‍ي‍خ‌ خ‍ز‌ع‍ل‌ در م‍ن‍طق‍ه‌ ف‍ي‍ل‍ي‍ه خ‍رم‍ش‍‍ه‍ر ب‍‍ا 81 س‍‍ال‌ ق‍دم‍ت‌ ي‍ک‍‍ي‌ ‌از ‌آث‍‍ار م‍ل‍‍ي‌ و ت‍‍اري‍خ‍‍ي‌ ک‍ش‍ورم‍‍ان‌ ب‍ه‌ ش‍م‍‍ار م‍‍ي‌ رود.

ک‍‍اخ‌ ش‍ي‍خ‌ خ‍ز‌ع‍ل‌ در س‍‍ال‌ 1917 در زم‍ي‍ن‍‍ي‌ ب‍‍ا زي‍رب‍ن‍‍ا‌ي‌ 788 م‍ت‍ر م‍رب‍‍ع‌ در ک‍ن‍‍ار ن‍‍ه‍ر ف‍ي‍ل‍ي‍ه‌ خ‍رم‍ش‍‍ه‍ر ت‍وس‍ط م‍‍ع‍م‍‍ار‌ان‌ ‌اص‍ف‍‍ه‍‍ان‍‍ي‌ و ش‍ي‍ر‌از‌ي‌ س‍‍اخ‍ت‍ه‌ ش‍د.
 
ب‍ر‌ا‌ي‌ س‍‍اخ‍ت‌ ‌اي‍ن‌ ک‍‍اخ‌ ‌از م‍ص‍‍ال‍ح‍‍ي‌ ‌ه‍م‍چ‍ون‌ ‌آج‍ر و گ‍چ‌ ‌اس‍ت‍ف‍‍اده‌ ش‍ده‌ ‌اس‍ت. ب‍ن‍‍ا‌ي‌ م‍ذک‍ور در س‍‍ال‌ 1355 م‍رم‍ت‌ ش‍د و ب‍‍ع‍د‌ه‍‍ا م‍ورد ‌اس‍ت‍ف‍‍اده‌ د‌ان‍ش‍ک‍ده‌ ‌ع‍ل‍وم‌ دري‍‍اي‍‍ي‌ ‌اي‍ن‌ ش‍‍ه‍ر ق‍ر‌ار گ‍رف‍ت.

ق‍س‍م‍ت ه‍‍اي‍‍ي‌ ‌از ب‍ن‍‍ا‌ي‌ ت‍‍اري‍خ‍‍ي‌ ک‍‍اخ‌ ش‍ي‍خ‌ خ‍ز‌ع‍ل‌ در ‌اث‍ر ج‍ن‍گ‌ ت‍ح‍م‍ي‍ل‍‍ي‌ و ‌ع‍و‌ام‍ل‌ ج‍و‌ي‌ ت‍خ‍ري‍ب‌ ش‍د ول‍‍ي‌ پ‍س‌ ‌از پ‍‍اي‍‍ان‌ ج‍ن‍گ‌ ت‍ح‍م‍ي‍ل‍‍ي‌ ب‍‍ار دي‍گ‍ر م‍رم‍ت‌ شد. ش‍ي‍خ‌ خ‍ز‌ع‍ل‌ پ‍س‍ر ح‍‍اج‌ ج‍‍اب‍ر‌ ن‍ص‍رت‌ م‍ل‍ک م‍ت‍ول‍د 1238 ‌ه‍ج‍ر‌ي‌ ق‍م‍ر‌ي‌ ي‍ک‍‍ي‌ ‌از و‌ال‍ي‍‍ان‌ خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ ب‍ود ک‍ه‌ ب‍ه‌ م‍دت‌ 29 س‍‍ال‌ ب‍ر ‌اي‍ن‌ م‍ن‍طق‍ه‌ ح‍ک‍م‍ر‌ان‍‍ي‌ ک‍رد.

تاریخ

" از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کنو اميد به فردا داشته باش"  . آلبرت انيشتن


" تاريخ تكرار بى پايان خطاهاى زندگى است"  . لورنس دورل


" به تجربه آموختم که انسانها هرگز از تجربه چیزی نمی آموزند"  . برنارد شاو


"تاریخ حقیقتی است که سرانجام به افسانه و افستنه دروغی است که سرانجام به تاریخ می پیوندد" جین کاکتیو



خسروپرویز سوار بر شبدیز

ازدواج شهربانو با امام حسین

                     طاق کسرا نمونه ی معماری ساسانی


در جنگ سرنوشت ساز نهاوند سپاه یزدگرد از سپاه اعراب مسلمان شکست سختی خورد در نتیجه این شکست عده ای زیادی از شاهزادگان ایرانی به اسارت اعراب در آمدن که شهربانو دختر یزد گرد سوم پادشاه ساسانی در میان انها بود.اسرا بعد از پایان نبرد به مدینه منتقل شدن و در میدان شهر در حضور خلیفه مسلمین عمر بن خطاب قرار گرفتن عمر بعد از آگاهی از حضور شهربانو در جمع اسرا او را به وسط میدان آورد و عنوان کرد که هر کس مبلغ بیشتری پیشنهاد کند دختر یزدگرد را به کنیزی میبرد که در این زمان با مخالف حضرت علی (ع) مواجعه شد که فرمود:«که از پیامبر اکرم شنیدم که فرمودند باید بزرگان هر قوم را گرامی بداریم حتی اگر مخالفان ما باشند» پس اجازه بدهید که دختر پادشاه خود همسر آینده خود را انتخاب کند .

این در خواست مورد پذیرش خلیفه قرار گرفت .و از شهربانو خواسته شد که خود انتخاب کندو شهر بانو امام حسین را به همسری خود انتخاب کرد.

واین گونه شهربانو به نکاح امام حسین در آمد.

فلسطيني‏ها و افراد حماس، ناصبي هستند

                                                    

ساده‌ترين تعريف از فرد ناصبي اين است: «کسي که با اميرالمؤمنين علي(ع) و اهل‌بيت پيامبر(ص)‌ دشمني و به آنان جسارت مي‌نمايد»

فلسطينيها ناصبین!

اين شبهه بسيار قديمي است. «استاد شهيد مرتضي مطهری» در يک سخنراني در سال ۱۳۴۹ به اين شبهه اينگونه پاسخ داد: «يك وقتی ديدم يك كسی می‏گفت: اين فلسطيني‌ها ناصبی هستند... سنی مسلمان است ولی ناصبی كافر است، نجس است. ما با ناصبی نمی‏توانيم معاملة مسلمان بكنيم. حال يك كسی می‏آيد می‏گويد اين‏ فلسطيني‌ها ناصبی هستند. آن يكی می‏گويد. اين به آن می‏گويد، او هم يك‏ جای ديگر تكرار می‏كند و همين طور. اگر ناصبی باشند كافرند و در درجه‏ يهودي‌ها قرار می‏گيرند. هيچ فكر نمی‏كنند كه اين، حرفی است كه يهودي‌ها جعل كرده‏اند. در هر جايی يك حرف جعل می‏كنند برای اينكه احساس همدردی‏ نسبت به فلسطيني‌ها را از بين ببرند. می‏دانند مردم ايران شيعه‏اند و شيعه‏ دوستدار علی و معتقد است هر كس دشمن علی باشد كافر است، برای اينكه‏ احساس همدردی را از بين ببرند، اين مطلب را جعل می‏كنند. در صورتی كه‏ ما يكی از سال‌هايی كه مكه رفته بوديم، فلسطيني‌ها را زياد می‏ديديم، يكی‏ از آنها آمد به من گفت: فلان مسأله از مسائل حج حكمش چيست؟ بعد گفت‏ من شيعه هستم، اين رفقايم سنی‏اند. معلوم شد داخل اينها شيعه هم وجود دارد. بعد خودشان می‏گفتند بين ما شيعه و سنی هست. شيعه هم زياد داريم‏. همين «ليلا خالد» معروف، شيعه است1. در چندين نطق و سخنرانی خودش‏ در مصر گفته من شيعه‏ام. ولی دشمن يهودی يك عده مزدوری را كه دارد، مأمور می‏كند و می‏گويد: شما پخش كنيد كه اينها ناصبی‏اند»

نقش خليفه عباسي در كشاندن مغولان به ایران


خليفه عباسي المستعصم بالله با سلطان محمد خوارزمشاه ميانه خوبي نداشت و از هر فرصت ممكن براي تحريك حكومتهاي محلي در شرق عليه خوارزمشاه استفاده مي كرد و قدرتمندي سلطان محمد براي دستگاه خلافت چنان خطري بود كه خليفه باطناَ بي ميل نبود كه حريف خود را به دست مغولان بيند و از شر او راحت گردد. براي اثبات اين ادعا شواعد تاريخي زياد وجود دارد كه به چند مورد اشاره مي شود :

ابن اثير كه خود ناظر آخرين دوره خلافت عباسي و حملات مغول بوده است با صريح ترين تعبير نقش خليفة عباسي الناصر لدين الله را در كشاندن مغولان به سرزمينهاي اسلامي تأييد كرده و مي نويسد:
«آنچه ايرانيان به او نسبت داده اند كه او مغولان را در مورد بلاد اسلامي به طمع انداخته و در اين رابطه با آنها به نامه نگاري پرداخته درست است اين ضربة عظيمي است كه هر گناه بزرگي در مقابل آن كوچك است »
ابوالغداء (729 ه ق ) يكي ديگر از مورخين اهل سنت نيز اين امر را تأييد كرده و مي گويد :
«از دشمني كه ميان ناصر و خوارزمشاه وجود داشت ناصر مي خواست كه خوارزمشاه گرفتار آنان (مغولها) باشد و قصد عراق نكند  »

ميرخواند صاحب روضه الصفا مي نويسد: «خليفه از روي ناچاري به اين فرمانروا يعني تموچين روي آورد تا خطري را كه از جانب همسايگان متوجه قلمرو خلافت بود دفع نمايد»

سرانجام،
 هلاکوخان به عراق رسید و کسانی را به نزد خلیفه در بغداد فرستاد و از او خواست که تسلیم شود، و خود یا وزیرش به نزد او بیایند، اما مستعصم اعتنایی نکرد؛ از این رو هلاکوخان دستور به محاصره بغداد داد، مغولان وارد شهر شدند و آن شهر را ویران کردند و بسیاری را کشتند. بالاخره شهر تصرف شد و خلیفه با نزدیکانش تسلیم شدند. افسانه‌های بسیاری در مورد قتل مستعصم وجود دارد؛ همچون این که مغولان از کشتن خلفا بیم داشتند، و به همین دلیل او را نمدمال کردند و سپس با اسبان بر او تاختند تا کشته شد. بر اساس سفرنامه مارکوپولو ، هلاکوخان او را در اتاقی بدون آب و غذا زندانی کرد و او را مجبور به خوردن طلاهایی کرد که انبار کرده بود. بر اساس دیگر روایات او را در زیر کاشیهای قصر، زنده دفن کردند. برخی از پسران مستعصم نیز کشته شدند، دیگر پسر وی در مغولستان به زندان فرستاده شدند و چنانچه مورخین نگاشته‌اند، در آن جا ازدواج کرد و فرزندانی داشت.